عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

344

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

افزونتر است ( مثلا ملّتى در راه استقلال مى جنگد و كشتهء فراوان مىدهد آنها كه باقى مانند كاخ عظمت خود را بر پايه‌هاى استوارى بنا مى نهند و شالودهء بهترى و پايدارترى مى ريزند ) . 19 بذل الجاه زكات الجاه : آبرو را صرف حوائج مردم كردن زكات آبرومندى است . 20 باكروا فالبركة فى المباكرة و شاوروا فالنّجح فى المشاورة : صبح خيز باشيد كه بركت در صبح خيزى است ( و روزيها صبحگاهان تقسيم ميشوند ) و در امورات مشورت كنيد كه رستگارى در مشورت كردن است . 21 بذل ماء الوجه فى الطّلب أعظم من قدر الحاجة و إن عظمت و أنجح فيها الطّلب آبرو را در راه چيزى خرج كردن بزرگتر از حاجت خواستن است اگر چه حاجت بزرگ باشد و انسان در آن خواستن به خواهش خود برسد . 22 بخّ بخّ لعالم علم فكفّ و خاف البيات فاعدّ و استعدّ إن سئل أفصح و ان ترك صمت كلامه صواب و سكوته عن غير عىّ فى الجواب به به از دانشمندى كه بداند و ( از پر گفتن ) دم در كشد از خواب بسيار بترسد و مهيّاى مرگ باشد و در آن راه طالب آمادگى باشد اگر از وى سخنى پرسند پاسخ رسا و شيوا دهد و اگر نپرسند خاموش نشيند سخنش درست و دلنشين و خاموشيش بدون ناتوانى از جواب دادن باشد . 23 بذل التّحيّة من حسن الأخلاق و السّجيّة سلام و درود را كار بستن از خوش اخلاقى و خوش رفتارى است . 24 بذل اليد بالعطيّة أجمل منقبة و أفضل سجيّة : دست را به كار پاشيدن و بخشيدن داشتن زيباترين ستودن و بالاترين كار كردن است . 25 بذل الوجه إلى اللّئام الموت الأكبر : آبرو را پيش ناكسان ريختن بزرگترين مردن است . 26 بشّر نفسك إذا صبرت بالنّجح و الظّفر : هنگامى كه صبر كنى خودت را برستگارى و پيروزى مژده بده . 27 برّوا آبائكم يبّركم أبناؤكم : با پدرانتان نيكى كنيد تا پسرانتان با شما نيكى كنند . 28 برّوا أيتامكم و واسوا فقرائكم و أرأفوا بضعفائكم : با يتيمان نيكى و با فقراءتان مواساة